تیرنگ، عبدالله (علی) شهمیر شورمستی
بررسی زوایای منافع و آسیبهای پتروشیمی میانکاله در مساحت ۹۰ هکتاری در قلب ذخیره گاه طبیعی زمین و در حاشیه مناطق حفاظت شده محیط زیست فارغ از حواشی سیاسی با تمرکز بر واقعیت گرایی و اینکه آیا طرح پتروشیمی میانکاله بر مبنای طرح آمایش سرزمین تدوین شده و چقدر نیازسنجی مطابق با اقلیم محیطی در آن نقش داشته است.
در این یادداشت به دنبال این هستم اگر برای تولید و اشتغال ، محیط زیست را با خطر مواجه کنیم ، صنایع شیمیایی مخرب محیط زیست را در مناطق درجه سبز و مناطق سالم جغرافیایی حاکم کنیم . آب زیرزمینی را آلوده کنیم و رو به سمت بحران آلودگی آب رویم ، سلامت را به خطر بیندازیم ، آبزیان و گونه های نادر گیاهی و پرندگان و …. را در حهت انقراض سوق دهیم و گردشگران را از شرق مازندران ازشهرستان بهشهر از حسین آباد، آشوراده ،میانکاله دور کنیم. حتی به اعتبار تاریخ و سیمای منظر منطقه میراثی عباس آباد بهشهر بتازیم و تبعات و آینده نگری را در نظر نگیریم بهتر است یا با همین سرمایه گذار با مکان یابی دقیق دیگری بی آنکه به محیط زیست آسیب زنیم در مکان دیگری که خسارات محیطی ندارد به استقبال سرمایه گذار و حامیان قدرتمند سیاسی وی و به سراغ مشتقات پتروشیمی برویم ؟
اگر بخواهیم بی بررسی موشکافانه به نفع سرمایه گذار پتروشیمی غش کنیم یا برعلیه او موضع بگیریم . هیچ فرقی با قلم بدستان رپرتاژ بگیر (جایزه مالی بگیر )و صله بگیر یا هیچ تفاوتی با ملازمانی که بادی به هر جهت هستند نخواهیم داشت امروز فلان قدرت موافق فلان پروژه است در وصف حال او مدیحه سرایی و فردا فلان قدرت مخالف است در توصیف احوال مرثیه سرایی می کنند . همان می شود امروز بادمجان قوت جان فردا بادمجان آفت جان ،بلکه نگارنده این یادداشت که قسمت اول آن فعلا منتشر می شود . همانند دیگر نوشته هایش ۱. در بررسی مزایا و معایب آثار ویرانگر زیست محیطی سد ۱۲۰ میلیون متر مکعبی سد کسلیان سوادکوه و سوادکوه شمالی که البته نگارنده منتقد سدی با این حجم بود هر چند امروزه قرار بر تعدیل حجم مخزن است. ۲. بررسی تهدیدات و آسیبهای وارده به رودخانه تلار و سرشاخه ها ۳ نگاه انتقادی به سد فینسک ، با دوری از حواشی ها فقط بر مسائل علمی تکیه کرد . در این یادداشت نیز نگاهی مستقل بدون اثر پذیری از جریانات حاکم است.
در خصوص پتروشیمی میانکاله که یک بار قبل از انقلاب حدود بیش از ۵۰ سال پیش در کانون توجه قرار گرفت و با استدلالهای مقامات محیط زیست وقت از دور خارج شد . سپس حدود ۳۵ سال بعد از آن در دولت هشتم در دوره دکتر احمدی نژاد به جریان افتاد و باز منتفی شد . سپس در اسفند ۹۹ در دولت دکتر روحانی به جریان افتاد و بعد در دولت شادروان آیت الله رئیسی توسط سردار وحیدی وزیر کشور کلنگ بر زمین زده شد اما باز با مقاومت سلاجقه رئیس محیط زیست کشور با دستور آیت الله رییسی قرار بر بررسی بیشتر شد . در نهایت در دولت دکتر پزشکیان مجدد فعالیت هایی آغاز و به درخواست خانم انصاری رییس محیط زیست کشور و به دستور دکتر پزشکیان موضوع مجدد متوقف و شاید هنوز هم فعالیت های احتمالی صورت گیرد و در نهایت شاید مجلس بخاطر مصوبات ورود کند .
اما برای آنالیز دقیق می بایست کتابچه توجیهی طرح در اختیار موافقین و مخالفین طرح باشد تا بر مبنای دفترچه طرح هم اندیشی ها انجام شود
در نگاه اول اینگونه به نظر می رسد در مجموعه ای ۹۰ هکتاری با اعتبار کلان مالی یک فرد متمول مالی با لابی سنگین ارتباطاتی در سطوح عالی ، یا مستقل و بدون شرکا و شاید احتمالا با شرکایی که هنوز اسمی در میان نیست در زمینه تولید و اشتغال و سرمایه گذاری در شرائط تحریم به کمک حامیان شناخته و ناشناخته که مطمئنا حامیان اشخاص عادی نیستند پای در راه سرمایه گذاری نهاده و تولید و اشتغال قابل ملاحظه را در حوزه مشتقات نفتی در زمینه پتروشیمی به ارمغان می آورد. خوب تا اینجا کلید واژه های تولید ، تکنولوژی ، اشتغال ، سرمایه گذاری ، رونق ، عبور از خام فروشی ، حداقل در کاغذ و در طرح پررنگ می شود هر چند بین طرح کاغذ و پروژه روی زمین راه دشواری در پیش است . حتی شاید اگر یک طرف پتروشیمی و طرف مقابل در تطبیق دادن با اشتغال دامداران ، سرمایه گذاری احتمالی پنل های خورشیدی که یکی از احتمالات سرمایه گذاری غیر از پتروشیمی توسط سرمایه گذار دیگری است و در ۳۰ سال اول در گریت سبز زیست محیطی قرار دارند البته زمان بازیافت همراه با مشکلاتی هستند، یا حتی در تقاضای احتمالی فلان متقاضی لجستیک ، به لحاظ تعداد اشتغال بالقوه در سطحی بالاتر قرار گیرد.
اما این تمام ماجرای پتروشیمی میانکاله نیست.
هر چند انتظار بر این بود طرح آمایش سرزمین برش شهرستانهای مازندران فنی تر و علمی تر و قوی تر و همه جانبه تر و توسعه محور تر و آینده نگرانه تر منطبق تر بر محیط زیست، توسط شرکتهای مطالعاتی طرف قرار داد با سازمان برنامه و بودجه تهیه و تدوین می شدند تا فرقی بین طرح آمایش سرزمین و جداول طرح تملک مصوبات که توسط فرمانداری ها و نماینده سازمان برنامه تهیه می شود. وجود داشته باشد و سطح طرح آمایش در حد طرح تملک فرمانداری پایین نیاید اما باز می توان با تمام ضعف ها سند چشم انداز توسعه مبتنی بر محیط زیست را متصور شد .
حال با توجه به اقلیم مازندران و شعاع محیطی میانکاله منحصر به مناطق حفاظت شده محیط زیست یا در جوار مناطق حفاظتی زیست محیطی ،پناهگاه پرندگان فصلی و دائمی ، بیخ گوش دریای خزر در جوار زیستگاه نادر زیست محیطی جهان بر آشیانه پرندگان و در خانه گونه های کم یاب آبزی و گیاهی و …. برپایی صنایع پتروشیمی جایز است . و آیا به بهانه تولید و اشتغال که واژگان تولید و اشتغال به شرط احترام به طبیعت و محیط زیست و سلامت و بهداشت و امنیت و ذخائر ملی ، امری مقدس و قابل تحسین هستند را به بهای ویرانی محیط زیست باید حلال اعلام کرد ؟ !
آری تولید و اشتغال و سرمایه گذاری امری پسندیده و مورد حمایت هر ایرانی است .
اما نه به قیمت آثار زیانبار بر محیط زیست
یک صنعت آلاینده و مخرب شاخص های مخیط زیست ، که آلایندگی در همسایگی از جمله ناب ترین ذخیره گاههای زیست محیطی ، بر افراشته شود و زونکن زیستگاه نیمه جان به بوته فراموشی و شاید نیستی و احتمالا نابودی سپرده شود.
شبه جزیره میانکاله از سال ۱۳۴۸ بهعنوان منطقه حفاظت شده و پناهگاه حیاتوحش و ذخیرهگاه طبیعی زمین در نظر گرفته شده و بعنوان میراثی ارزشمند به نسل حاضر به ارث رسیده و امروز آزمونی دشوار پیش روی ماست که آیا میراث داران شایسته برای این میراث کهن هستیم یا عاملین به قربانگاه رفتن و ذبح شدن زیستگاه ذخائر زمین هستیم؟
اگر دو کفه ترازو را در نظر گیریم و یک طرف آن تولید و اشتغال و سرمایه گذاری اشخاص متمکن مالی و حامیان متنفذ و در طرف دیگر نظرات متخصصین حوزه آب در گرایش سطحی و سفره زیرزمینی و تصفیه ، متخصصین منابع طبیعی ، متخصصین محیط زیست ، متخصصین سلامت ، سرنوشت مبهم زیستگاه ذخیره زمین ، اثر زیانبار آلاینده های صنعتی و پتروشیمی بر هوا بر سلامت بر آبزیان بر گونه های گیاهی بر دامداری و باغداری و حیات وحش و پرندگان و دریا و ماهیان دریا و … حتی اثر پتروشیمی که صنعتی آب بر است بر فرونشست احتمالی زمین یا حتی اگر نیاز به شیرین سازی آب است رسوبات و نمک حاصله و در نظر گرفتن دیگر موارد زیانیار …. و تبعات فرهنگی و ملکی و اقلیمی ، بیماریهای ناشی از آلاینده های شیمیایی ، آنگاه کفه ترازو به کدام سمت خواهد بود.
زمانی که بر زمین مادر طبیعت بر آب عامل حیات بر طبیعت عامل آرامش بر سلامت عامل جان بر هوا عامل تنفس بر باغداری و کشاورزی و دامداری از عوامل چرخه زندگی ، غبار سمی آلاینده های شیمیایی بنشیند تکلیف چیست ؟
اگر آلودگی فیزیکی و شیمیایی و نیترات سرطان زای آب و غبارهای آلاینده های خطرناک را تجسم کنیم . اگر بجای نسیم روح بخش میانکاله و گردشگران دریا دوست و طبیعت دوست و خلیج دوست ، هوای شرجی و غبار عسلویه را تداعی کنیم چه خواهیم گفت
اکنون که مواجه با گرمسالی و نفوذ پسابهای صنعتی و خانگی و آثار زیانبار کودهای شیمیایی باغات و مزارع بر سلامت محیط و سلامت انسانها هستیم که سرطان را به ارمغان آورده است اگر در نقطه ای از ایران در دل مناطق حفاظت شده مشرف بر دریا فعالیت شیمیایی پتروشیمی افزوده شود چه پیش خواهد آمد
چون کتابچه طرح را در دسترس نداریم معمولا مجبوریم اینگونه تحلیل کنیم در ایران و جهان معمولا مشتقات پتروشیمی اینگونه تقسیم بندی می شوند :
محصولات بنیادی: از ترکیبات محصولات دیگر پتروشیمی به شمار میروند، مانند اتیلن، پروپیلن و بنزین.
مواد میانی: از محصولات اولیه به عنوان مواد اولیه در کارخانهها به کار میروند. مانند ملامین، پی وی سی (پلی کلرووینیل) و … .
محصولات نهایی: این محصولات از مواد میانی مشتق میشوند و برای تولید کالاهای ضروری مانند لاستیک، کود، پلاستیک و … استفاده میشود.
در هصوص دسته بندی واحدهای پتروشیمی نیز معمولا بدینصورت هستند
خوراک و سوخت: مانند اتان، پروپان، بنزین پیرولیز، گاز مایع، هیدروژن، برش سبک و سنگین.
مواد اولیه و شیمیایی: بیکربنات سدیم، پروپیلن، مونواتیلن گلیکول، تولوئن دی ایزوسیانات، آمونیاک، اسید سولفوریک، اسید هیدروکلریک، اتیلن، آرگون.
پلیمرها: پلی استایرن، پلی پروپیلن، پلی کربنات، لاستیک مصنوعی، رزین اپوکسی مایع و جامد، لاستیک مصنوعی.
آروماتیکها: اتیل بنزن، ارتوکسیلن، تولوئن، استایرن، بنزن.
کودهای شیمیایی: اوره، دی آمونیوم فسفات، سولفات آمونیوم، نیترات آمونیوم.
حال برای روشن شدن زوایای فعالیت لازم است از نگاه متخصصین شیمی به تفاوت پالایشگاه و پتروشیمی بپردازیم. پالایشگاه مکانی است که در آن نفت خام فرآیندهای مختلفی را طی میکند و به محصولات با ارزشتری مثل نفت سفید، نفتا و نفت کوره تبدیل میشود. پالایشگاه جایی است که جهت تولید محصولات تصفیه شده، از ماشین آلات و تجهیزات استفاده میکنند.
کارخانه پتروشیمی به محلی میگویند که در آنجا هیدروکربنهای نفت و گاز به محصولات جدید تبدیل میشوند. دیگر تفاوت پالایشگاه و پتروشیمی، مواد اولیه آنهاست. در یک پالایشگاه مواد ورودی نفت خام است، اما در پتروشیمی از نفت توصیه شده و گاز استفاده میکنند. در نتیجه، در توضیح تفاوت پتروشیمی و پالایشگاه میتوان گفت که پتروشیمی زیر مجموعه پالایشگاه به حساب میآید
در یکی از تحقیقات پژوهشکده اکولوژی خزر که محقق یا محققین منتشر کرده اند و از تحقیق یا گزارش به رسم امانت مطالبی را امانت می گیرم : بر اساس فعالیت پتروشیمی ها در ایران، معمولا فرآوردههای صنعت پتروشیمی شامل کودهای شیمیایی (اوره، نیترات، آمونیم، دیفسفات آمونیم و ….)، فراوردههای پلیمری (پلاستیکها، لاستیکها، الیاف مصنوعی و غیره) و مواد شیمیایی (اسیدها، حلالها و غیره) است.
پساب تولیدشده در صنایع نفت و پتروشیمی مجموعه عظیمی از انواع مواد آلاینده مختلف است و ورود هر یک به طبیعت میتواند به «تهدیدی جدی برای سلامتی خاک و آب و آبزیان و انسانها و سایر موجودات» تبدیل شوند. از مهمترین آلایندههای موجود در فاضلاب پتروشیمی میتوان به مواد جامد و کلوئیدی معلق اشاره کرد که حتی در دمای ۱۰۳ تا ۱۰۵ درجه سانتیگراد نیز از بین نمیروند. گازهای بسیار بدبو که به دلیل تجزیه مواد آلی و گازهای محلول در فاضلاب بهوجود میآیند بخشی دیگری از این آلودگیها هستند؛ گازهایی شامل کربوهیدراتها، مواد پاککننده، دما، رنگ، پروتئینها، انواع چربیهای غیرقابل تجزیه توسط میکروارگانیسمها، TOC، COD، BOD، کلریدها، فلزات سنگین، نیتروژن، ترمیبا غیرآلی سمی، فسفر، دیاکسید کربن، آمونیاک، متان، انواع باکتریهای بیماریزا از قبیل سالمونلا، شیگا، ویبریوکلرا، پرسینیا، کمپیلوباکتر و انواع ویروس و جلبکهای مضر. اینها همه مواردی هستند که باید با تصفیه فاضلاب صنایع پتروشیمی حذف شود. فاجعه اما اینجا اتفاق میافتد: «با توجه به تنوع بالا در مواد آلاینده آلی و غیرآلی و چربیها و غیره در فاضلاب پتروشیمی تنها با یک فرآیند امکان تصفیه و حذف آلایندهها وجود ندارد. به عبارت دیگر، حتی تصفیه فاضلاب پتروشیمی با روشهای مختلف دارای آلودگیهای مختلف خواهد بود. بنابراین اگر در شمال ایران یا مرکز یا جنوب یا در شرق و غرب کشور پتروشیمی دایر شود که با خروجی ۵۰۰۰ هزار لیتر پساب پتروشیمی مواجه شویم چرخه اکولوژیک به خطر می افتد
پلانکتونها نمیتوانند غلظت پایین ترکیبات شیمیایی را دفع کنند و از طریق زنجیره غذایی به موجودات دیگر انتقال پیدا میکند. بعضی از اثرات زیر کشندگی ترکیبات شیمیایی در زئوپلانکتونها شامل نکروز، کاهش تغذیه و تغییر واکنش موجود در پاسخ به نور است. در ضمن ماهیان و بنتوزهای کمتحرکتر همانند گاوماهیان و صدفها آسیب بیشتری میبینند.
پیشنهاد می شود سرمایه گذار محترم و نمایندگان محترم مجلس و دولت ، مکان دیگری که حیات و سلامت و محیط زیست و طبیعت و آب و گونه های گیاهی و آبزی به خطر بحرانی نمی افتند را در اختیار سرمایه گذار پتروشیمی قرار دهند تا نه سرمایه گذار بی انگیزه شود نه اشتغال و نه تولید رنگ ببازد و نه محیط زیست آسیب ببیند نه سلامت به خطر افتد





















































































