تیرنگ:
در دل روستاهای سرسبز مازندران، زنانی هستند که با دستان پینهبسته اما ارادهای آهنین، چرخ زندگی خانواده را میچرخانند. آنها نه فقط تولیدکنندهاند، بلکه الهامبخشاند؛ از مربا و ترشی گرفته تا بستهبندی گیاهان دارویی و … همه را در کارگاههای کوچک خانگی میسازند و به بازارهای محلی یا حتی اینترنت میفرستند. این، گزارشیست از زنان کارآفرینی که در سایهسار کوه و مه، اقتصاد را با دل و دست خود بازتعریف میکنند.
در یکی از روستاهای شهرستان بابل، “فرزانه اسدی” ۳۷ ساله، مادر سه فرزند، با یخچالی پر از مربای بهارنارنج و ترشی سیر، خودش را برای جمعهبازار آماده میکند.
او میگوید: «با پول فروش مرباها، اول زندگیمان را چرخاندم. بعد هم توانستم پسرم را به دانشگاه بفرستم. حالا دیگر مشتریهایم زنگ میزنند و پیشخرید میکنند.»
شروع کارش با یک قابلمه کوچک و چند شیشه مربای خانگی بود. حالا، با بستهبندی زیبا، نهتنها خودش درآمد دارد، بلکه به چهار زن دیگر هم آموزش داده و با آنها شراکت کرده است.
✓ زنان، ستون اقتصادی خانه
در بسیاری از روستاهای مازندران، زنان از دیرباز در کنار مردان در زمینهای کشاورزی، باغها و آشپزخانهها کار کردهاند. اما تفاوت امروز در این است که آن کارهای سنتی، حالا به فعالیت اقتصادی رسمی و درآمدزا تبدیل شدهاند.
زنان، در قالب تعاونیهای کوچک، گروههای مجازی فروش ترشیجات و محصولاتشان، غرفههای بازارچه و حتی فروشگاههای اینترنتی، محصولات خانگی خود را عرضه میکنند: از سبزی خشک گرفته تا پنیر سنتی، نان فطیر، دمنوشهای محلی و روغنهای گیاهی.
یکی از نمونههای موفق این جریان، «صدیقه ربیعی» از قائمشهر است. او که همسرش بیکار شده بود، با یاد گرفتن مهارت بستهبندی مواد غذایی، توانست با یک سرمایه اولیه اندک، تولید مربا، ترشی و سرکه را حرفهای کند.
او میگوید: «مشتریها اول تعجب میکردند که یک زن از روستا محصول بستهبندی شده تولید میکند. ولی حالا به کیفیت محصولات ما اعتماد دارند. خیلیها میگویند طعم خانه مادربزرگها رو زنده کردید.»
او سفارشات آنلاین را به سراسر ایران ارسال میکند.
✓ حمایتهای دولتی؛ کافی یا ناکافی؟
در سالهای اخیر، سازمانهایی مثل میراث فرهنگی، جهاد کشاورزی و بسیج سازندگی، کارگاههایی برای توانمندسازی زنان برگزار کردهاند. با این حال، بسیاری از زنان کارآفرین معتقدند که حمایتها پراکنده و محدود به دورههای آموزشی ابتدایی است.
اسدی میگوید: «ما بیشتر از آموزش، به بازار فروش نیاز داریم. اگه غرفه دائمی یا دسترسی به بستهبندی استاندارد داشتیم، فروشمان ده برابر میشد.»
برخی از زنان نیز از مشکلات بیمه، نداشتن مجوز بهداشتی برای کارگاه خانگی و نبود سرمایه برای توسعه کسبوکار گلایه دارند. با این حال، انگیزه و امید در حرفهایشان موج میزند.
✓ نقش سواد دیجیتال
در دنیای امروز، داشتن مهارت استفاده از اینترنت، شبکههای اجتماعی و پرداخت الکترونیکی، نقشی تعیینکننده دارد.
زنان جوانتر، مثل “زهرا صفایی” از سوادکوه شمالی، با ایجاد پیج در فضای مجازی برای فروش ترشی و لواشک، توانستهاند پای مشتریان تهرانی را هم به بازار مازندران باز کنند.
زهرا میگوید: «ما با گوشی کار میکنیم، عکس میگیریم، کپشن مینویسیم، فاکتور میفرستیم. گوشی ما، مغازه ماست.»
✓ آموزش نسل آینده
این زنان نهتنها چرخ اقتصاد خانه را میچرخانند، بلکه الگوی تربیتی فرزندان خود نیز هستند. دخترانشان شاهد تلاش، استقلال، مدیریت و خلاقیت هستند. این کارآفرینی کوچک، نسلی از زنان آینده را با اعتمادبهنفس بیشتر و باور به توانمندی خود پرورش میدهد.
✓ چالشها
اما در کنار موفقیتها، موانعی هم هست که نمیتوان نادیده گرفت:
-فقدان فضای اختصاصی تولید برای زنان روستایی
-ضعف در بستهبندی حرفهای و رقابتپذیری محصولات
-دشواری دریافت مجوزهای رسمی
-نداشتن بیمه و پشتوانه قانونی برای کسبوکارهای خانگی
-نوسانات شدید قیمتی مواد اولیه
با این حال، تجربه نشان داده که وقتی پای ارادهی زن مازندرانی در میان باشد، حتی سختترین مسیرها هم، هموار میشوند.
✓سخن پایانی
زنان کارآفرین مازندرانی، در دل طبیعت، سنت و محدودیتها، راهی تازه گشودهاند. آنها نشان دادهاند که توسعه، الزاماً نیازمند کارخانه و بودجههای کلان نیست؛ گاهی یک قابلمه ترشی، میتواند موتور یک تغییر بزرگ باشد.
فرهنگ کار، تلاش جمعی، دانش بومی و ارتباطات انسانی، در کنار ابزارهای نوین ارتباطی، ترکیبی منحصربهفرد پدید آورده که میتواند الگوی توسعه پایدار در سراسر کشور باشد.
اقتصاد خانگی زنان در مازندران، یک راه زیستن، رشد و اثرگذاریست. و اگر درست دیده شود، میتواند به یکی از ستونهای اصلی اقتصاد مردمی شمال کشور تبدیل شود.




















































































