تیرنگ، حجت الاسلام و المسلمین حاج محمد حسین گلکار استاد و محقق حوزه و دانشگاه و معاونت پژوهش مرکز تخصصی حوزوی تمدن اسلامی
آیه:
«وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ»
(نگهشان دارید، که آنان بازخواست خواهند شد – صافات: ۲۴)
میان «احساس مسئولیت» و «احساساتیگری» تنها یک واژه فاصله است، اما همین واژه، مرز میان بلوغ و نابالغی فکری را مشخص میکند. حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) در تمام عرصههای زندگی، نمونهی روشن این مرز است: زنی که عاطفه داشت، اما عقلانیت را قربانی نکرد؛ احساس داشت، اما تکلیف را فراموش نکرد؛ رنج میکشید، اما مأیوس نمیشد.
در خطبه فدکیه، وقتی فاطمه(س) با بیپروایی از حق ولایت سخن گفت، کسی تصور نکرد که او در حال واکنشی احساسی است. سخنانش نظم داشت، استدلال داشت، و روحِ مسئولیت در تکتک جملاتش موج میزد. او میدانست دفاع از حقیقت، یک تصمیم عقلانی است، نه یک هیجان لحظهای. این همان تفاوتی است که جامعه امروز ما به درک آن نیاز دارد؛ چراکه بسیاری از بحرانهای فرهنگی و اجتماعی، از فقدان همین «مدیریت احساس» ریشه میگیرد.
احساس مسئولیت فاطمی، از خانه آغاز میشود. او همسری مهربان بود که در سختترین شرایط اقتصادی، آرامش خانواده را حفظ میکرد؛ مادری دلسوز بود که فرزندانش را به ایمان، نه به ترس، تربیت میکرد؛ و شهروندی آگاه بود که وقتی حق مردم پایمال شد، با استدلال و متانت به میدان آمد. او احساساتش را در خدمت ایمان سازمان داد؛ این یعنی بلوغ عاطفی.
در جامعهی امروز، گاه احساسات دینی و اجتماعی ما بهجای آنکه به «حرکت» منتهی شود، به «هیجان گذرا» میانجامد. اعتراضهای بیثمر، وعدههای بیپشتوانه، و شعارهایی که از عمق مسئولیت تهیاند، نشانهی همین احساساتیگریاند. اما فاطمه(س) به ما میآموزد که احساس اگر در مسیر عقل و ایمان هدایت نشود، نیرویش هدر میرود.
او نه از روی عاطفه، بلکه از روی تکلیف به میدان آمد؛ نه برای دیدهشدن، بلکه برای دیدهکردن. جامعهای که از فاطمه بیاموزد، میان اشک و اقدام، پیوند برقرار میکند. چنین جامعهای وقتی میگرید، برای حرکت آماده میشود؛ وقتی خشم میگیرد، برای اصلاح برنامهریزی میکند؛ و وقتی مهربانی میورزد، به رشد دیگران میاندیشد.
امروز، طلاب، معلمان، مادران و جوانان اگر بخواهند فاطمی باشند، باید احساسات خود را با آگاهی و مسئولیت همراه سازند. دفاع از حقیقت، محبت به خانواده، خدمت به مردم، همه باید با برنامه و هدف انجام شود.
فاطمه(س) به ما یاد داد که احساس، اگر به مسئولیت گره نخورد، میسوزد و خاموش میشود؛ اما اگر در مسیر تکلیف جاری شود، تاریخ را روشن میکند.
در مکتب او، هر اشک مقدمهی عمل است، هر لبخند نشانهی امید، و هر سکوت، تصمیمی برای اصلاح.
این همان معنای فاطمیِ احساس مسئولیت است:
نه در اسارت هیجان ماندن، و نه از ترس عقل، احساس را کشتن؛
بلکه ساختن پلی میان دل و وظیفه، تا انسان، عاطفهمند بماند و در عین حال، مؤثر و بیدار.




















































































