آیا قطر در بازی آمریکا نبود!؟
آیا قطر در بازی آمریکا نبود!؟
قَطر نمونه بارز کشوری است که با استراتژی خوش‌رقصی برای آمریکا و جاده‌صاف‌کنی میانجی‌گرانه برای نجات صهیونیست‌ها از مهلکه‌های خودخواسته در تقابل با جبهه مقاومت، به دنبال تامین امنیت از جانب آمریکاست.

دکتر هادی ابراهیمی کیاپی، دانشیار علوم سیاسی

قَطر نمونه بارز کشوری است که با استراتژی خوش‌رقصی برای آمریکا و جاده‌صاف‌کنی میانجی‌گرانه برای نجات صهیونیست‌ها از مهلکه‌های خودخواسته در تقابل با جبهه مقاومت، به دنبال تامین امنیت از جانب آمریکاست. سؤال اینجاست که آیا قطر هم در نظم، بازی نکرده و یا مذاکره مستقیم با آمریکا نداشته؟! یا چون شعار “مرگ بر اسرائیل” داده مورد حمله قرار گرفت؟! همین بلایی که سر قطر آمد مطمئن باشید بر سر کشورهای عربی و ترکیه هم خواهد آمد.

۱. قطر که برای رهایی از فشارهای مضاعف سعودی‌ها، به برون‌رفتی که جمهوری اسلامی ایران با باز کردن راه‌های دریایی برایش فراهم کرده بود، قناعت نکرد و با الگوبرداری از عربستان، خود را به گاو شیرده دیگری برای آمریکا تبدیل کرد تا آمریکا، عربستان را به پایان مخالفت با قطر متقاعد کند.

۲. قطر کشوری است که با تکیه بر درآمدها و دلارهای نفتی، صدها میلیارد دلار در آمریکا سرمایه‌گذاری می‌کند تا بتواند زیر چتر امنیتی آمریکا، در مسیر پیشرفت گام برداشته و خود را به کشور نخبگان شبیه سازد.

۳. قطر کشوری که به آمریکا اجازه می‌دهد تا ابرپایگاه العدید را در دوحه احداث کند؛ پایگاهی که کارکرد ارتباطاتی‌اش فراتر از منطقه رفته و به یک پایگاه استثنایی برای آمریکا و سنتکام تبدیل شده است، تا در عوض، آمریکا قطر را از هر خطری مصون نگه دارد.

۴. قطر کشوری که در ذوق‌زده‌ترین حالت غیرمتعارف، میزبانی‌اش از ترامپ را نشانه بالندگی خود نسبت به سایر کشورها دانسته و علاوه بر هدایای متعدد ریز و درشت، هواپیمای ۴۰۰ میلیون دلاری به ترامپ هدیه می‌کند که کارشناسان آن را کاخ پرنده لقب داده‌اند، تا در عوض در رقابتی ذلیلانه با سایر کشورهای منطقه، سوگُلی آمریکا در منطقه محسوب شود.

۵. قطر کشوری که موفق به خرید سیستم پدافندی پاتریوت آمریکا شده تا در مواقع خطر از قطر حفاظت به عمل آورد، اما همین پدافند پاتریوت که در زمان حمله مقابله‌به‌مثل ایران با رهگیری و ده‌ها شلیک به سمت موشک‌های ایرانی، رکورد به‌کارگیری پاتریوت را در کل دنیا زد، در جریان حمله جنگنده‌های اسرائیلی اجازه هیچ فعالیتی را پیدا نکرد!۶. قطر کشوری که با میزبانی از سران حماس و برخی گروه‌های مقاومت فلسطین در دوحه، پرستیژ جدیدی کسب کرده و جایگزین مصر، عربستان و اردن در میانجی‌گری‌ها و کنترل عملکرد مقاومت فلسطین شده بود و حتی در میانجی‌گری‌ها، محوریت قطر جا افتاده بود، ناگهان مثل بادکنک ترکید!۷. قطر کشوری که در زیر سایه حمایت و تکنولوژی برتر آمریکا و غرب، بیشترین سهم را در استخراج نفت از ذخایر مشترک با ایران برده و می‌برد، در عمل نشان داد که پول، به‌تنهایی نه امنیت می‌آورد و نه عزت! و ناگهان شاهد سقوط آزاد قطری‌ها در ابرچالش صهیونیست‌ها شده‌ایم!جالب اینجاست که صهیونیست‌ها برای طی کردن مسیر ۱۸۰۰ کیلومتری تا دوحه از حریم هوایی ۵ کشور عبور کردند و علاوه بر آن، چراغ سبز آمریکا را نیز دریافت کرده و هواپیماهای سوخت‌رسان انگلیس هم به جنگنده‌های اسرائیلی سوخت رساندند و قطر کاملاً “آچمز” شد!سؤال بزرگ این است که قطر دیگر چه کاری می‌بایست انجام می‌داد تا این‌گونه مورد تجاوز قرار نگیرد و تحقیر نشود و وجهه دروغینش را نزد مقاومت از دست ندهد؟!

بمباران مقر حماس در قطر، نقطه عطفی در دیدگاه‌ها، تحلیل‌ها، تبیین‌ها و حتی تعیین استراتژی‌ها خواهد شد که طی آن مفاهیم تأمین امنیت، مذاکرات، دموکراسی، دیپلماسی، ضمانت، توافق و ده‌ها گزینه مشابه دیگر جابه‌جا شده و سلطه تنها مفهوم غالب و حاکمی است که ادبیات سیاسی کشورهای آمریکایی و اروپایی و رژیم صهیونیستی را پوشش می‌دهد!

شاید غلیظ‌ترین مصداق شعر مولوی در بیان “آفتاب آمد دلیل آفتاب” بعد از حمله غیرقانونی و قلدرانه به ایران اسلامی در جنگ ۱۲ روزه، در حالی که آژانس بارها و بارها صلح‌آمیز بودن توسعه هسته‌ای ایران را صراحتاً و مکتوب تأیید کرده بود، همین تجاوز هوایی اسرائیل به قطر باشد که دیگر هیچ حاشیه سیاسی‌ای بهانه این تجاوز نبوده و نیست! زیرا قطر در راستای منافع آمریکا حرکت کرده و هیچ غیظ و عصبانیت سیاسی و تهدید امنیتی و غیره مطرح نبوده و امنیتش از طرف آمریکا تضمین شده بود!نکته عبرت‌آموز این تجاوز، تَنَبُه ذهنی طرفداران افراطی مذاکره با آمریکاست که حداقل در شرایط امروز هیچ توجیهی برای ادامه چنین اصرار ذلت‌بار و امنیت‌ستیزانه‌ای ندارند و فهمیدند که اختلاف ما با آمریکا، حتی اگر مثل قطر به گاو شیرده آمریکا در منطقه مبدل شویم نیز، حل‌شدنی نیست!بحث آمریکا با ما، بحث اشغال کامل امنیتی، پایان دادن به استراتژی ایران قوی و تجزیه ایران به کشورهای کوچک و قابل تسخیر و در اصل بستر‌سازی برای تحقق اسرائیل بزرگ است!

استراتژی آمریکا و اسرائیل فراتر از مهار ایران، یعنی یا براندازی و یا فروپاشی جمهوری اسلامی است و نگاه مهربان به آمریکا داشتن، یا نهایت حماقت است و یا نهایت وابستگی و مزدوری و حتی مأموریت‌های جاسوسی و نفوذی‌ها!جمله‌ای که شاید در آینده بیشتر تفسیر شود این است که می‌گویند: بروید مشکل خودتان را با آمریکا به هر قیمتی که شده حل کنید و تأکید می‌کنند که حل مشکل ما با آمریکا از اوجب واجبات است!حالا با اشاره به تجاوز غیرقابل‌تصور به قطر، به آنانی که از دلدادگی به دلباختگی به غرب نقل مکان کرده‌اند، باید گفت: اگر تا الان اعلان بی‌اعتمادی مقام معظم رهبری به آمریکا و سایر دشمنان را درک نمی‌کردند، حالا چه می‌گویند؟!آیا با این همه بَدعَهدی و فریبکاری، با این همه وعده‌های توخالی، با این همه خشونت و وحشی‌گری، با این همه تحقیر و تأخیر و تزویر، با این همه روحیه نظام‌ستیزی و دیپلماسی‌ستیزی، باز هم باید با ریسمان پوسیده آمریکا به ته چاه رفت؟!

یادتان هست مقام معظم رهبری حاضر نشده بودند حتی نامه ترامپ را از نخست‌وزیر ژاپن دریافت کنند و صراحتاً بر بی‌اعتمادی‌شان به ترامپ تأکید کرده بودند!از ابتدای آمدن دوباره ترامپ به عرصه قدرت تا امروز، صحت پیش‌بینی‌های معظم‌له، هر روز بیشتر از روز گذشته ثابت می‌شود و امیدوارم زور آنانی که در تکاپوی تکرار چندباره وادار کردن “علی زمان” به حکمیت‌های فریبنده با روش‌های “عمروعاصی”اند، کاهش یافته و عرصه دیپلماسی ما نیز شبیه میدان عمل کرده و اقتدار نظام در هر عرصه‌ای به دنیا دیکته شود تا چنین برداشت غلطی ذهنشان را احاطه نکند که بتوانند با فشارهای مضاعف، از ایران امتیازگیری کنند!

در فراز پایانی لازم می‌دانم با افتخار اعلام کنم که تجربه تلخ قطر، دنیا را به این باور و اعتراف رساند که تنها نظام سیاسی دنیا در هر ۵ قاره که توانست با آمریکا و اسرائیل مقابله‌به‌مثل نظامی اعم از موشکی و پهپادی نماید، فقط و فقط جمهوری اسلامی ایران بوده و هست که با اقتدار انتقام می‌گیرد، حتی اگر همزمان در برابر دو متجاوز دارای سلاح اتمی یعنی آمریکا و اسرائیل بایستد!و این در شرایطی است که حتی تهدید کلامی هم برای آنها تاوان سنگین دارد و تأسف‌بارتر اینکه در عمل باید از اسرائیل به آمریکایی پناه و شکایت ببرند که خودش برای عملیات‌های تروریستی به اسرائیل چراغ سبز نشان می‌دهد!در پایان تأکید می‌کنم که زیرساخت اصلی اقتداری که جمهوری اسلامی ایران بدون اتکا به هیچ قدرت یا ابرقدرت خارجی به آن مباهات می‌ورزد، سه گزینه‌ای است که رهبری داهیانه، نیروهای مسلح و ثِقل ثقیل آن یعنی همراهی و حمایت مردم از نظام و نیروهای مستقر در خط مقدم را شامل می‌شود که دنیا، علی‌رغم برخورداری از توان نظامی بالا، قطعاً از پشتیبانی قاطع مردم و رهبری فرزانه محروم بوده و نمی‌تواند اهداف اعلامی خود را محقق کرده و غالباً به موانع بازدارنده و حتی ویران‌کننده برخورد کرده و ناکام می‌ماند!قطر را تحلیل کنید و به جمهوری اسلامی ایران و مشخصاً سه گزینه مذکور مباهات و افتخار نمایید.